گواهینامه ازدواج برای خواستگاری اجباری می‌شود

چند وقت پيش خبري شنيدم كه بسيار تعجب برانگيز بود. خبر اين بود: " سازمان ملي جوانان گواهينامه ازدواج صادر مي‌كند". محسن زنگنه  گفت: به دنبال این هستیم که تا 2 سال آینده اگر پسری به خواستگاری دختری رفت، دخترخانم «به شرطی» جواب بدهد که خواستگار این دوره‌ها را گذرانده باشد.

وی با بیان این‌که این گواهینامه به این‌ معناست که جوانان الفبای زندگی را می‌دانند و درک متقابل از یکدیگر دارند، اظهار داشت: با توجه به برگزاری جشنواره مطلع عشق و فعالان ازدواج در آذر سال گذشته براساس پیشنهاد تعدادی از اساتید به رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه در حوزه ازدواج جوانان نیاز به آموزش وجود دارد‌ و با توجه به اینکه طلاق‌هایی که صورت می‌گیرد و سازمانی نیز متولی امر ازدواج نیست، این نیاز دیده شد.

وی با اشاره به اینکه 40 نفر از اساتید برجسته کشور در حوزه مشاوره به عنوان اعضای هیئت علمی این سامانه انتخاب شده‌اند، گفت: 5/24 میلیون جوان در کشور وجود دارد که حدود 13 میلیون جوان در سن ازدواج در کشور وجود دارد و با این حجم جمعیتی ناگزیر شدیم تا از طریق آموزش‌های از راه دور برنامه‌هایی را آغاز کنیم.

 براي من به عنوان يك مشاور ازدواج قابل فهم نيست كه اعطاي گواهينامه ازدواج يعني چه؟

يك معناي ان مي‌تواند اين باشد كه جوانان در زمينه‌ي مهارت‌هاي ارتباطي، ملاك‌ها و معيارهاي انتخاب همسر آموزش ببينند. اگر چنين باشد كه موضوع جديدي نيست و سال‌ها است كه اين موضوع مطرح شده و مراكز دانشگاهي و خصوصي به برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي پيش، حين و بعد از ازدواج مي‌پردازند و اعطاي گواهي‌نامه ضرورتي ندارد.

اگر منظور از اين طرح متمايز كردن جوانان واجد شرايط از ديگران باشد، بايد پرسيد كه اين ملاك و معيار كاملا سوگيرانه است و كساني ملاك تعيين مي‌كنند كه ممكن است خودشان در زندگي مشكلات شخصي داشته باشند. ضمن اين كه بر اساس اصل فرديت، انسان‌ها در خلقت يكسان اما در ويژگي‌هاي اخلاقي رفتاري و تربيتي متفاوت هستند و نمي‌توان بر اساس يك نسخه واحد به آنها امتياز داد.

با اين فرض كه معايب فوق در طرح نباشندف، سازمان ملي جوانان به عنوان متولي امور جوانان، بايد به اين سوال جواب دهد تكليف كساني كه واجد شرايط اعطاي گواهينامه نباشند چيست؟ آنها بايد ازدواج نكنند؟ از ديد طراحان اين دسته از جوانان واجد شرايط ازدواج نيستند؟ اگر نيستند تكليف آنها چيست؟

اعطاي گواهينامه به منظور تاييد يك سازمان دولتي از رفتار، اخلاق، طرز فكر و روحيات يك انسان است. اساسا آيا مي‌توان اين گونه به انسان متغيير متلون نگاه كرد؟ براي مثال كسي كه گواهينامه رانندگي دريافت مي‌كند، با ماشين به عنوان يك وسيله مكانيكي مواجه است. پس از طي آموزش‌هاي لازم و تست‌هاي نظري و عملي موفق به دريافت گواهينامه موقت مي‌شود. آيا اين قاعده را مي‌توان در مورد انسان اعمال كرد؟ اين گواهينامه چگونه صادر مي‌شود. آيا صرف گذراندن وقت در يك كارگاه و حفظ يكسري مباحث نظري را مي‌توان ملاك عمل قرار داد؟ اساسا چگونه مي‌توان در شرايط عملي و واقعي انسان را آزمون كرد؟ آدمي موجودي پيچيده، تاثيرگذار و تاثيرپذير است و رفتار او را نمي‌توان صرفا بر اساس گفته‌ها و ادعاها سنجيد. آن هم در امر مهمي مثل ازدواج كه قرار است دو انسان از دو خانواده با رفتار و هنجارهاي مختلف با هم زوج شوند. اين گواهينامه مي‌خواهد اين تضمين را به خانواده‌ها بدهد كه اگر پسري يا دختري را براي ازدواج مدنظر داريد و آن شخص داراي اين گواهينامه است، واجد صلاحيت براي ازدواج است و كسي كه اين دوره را نگذرانده يا گذرانده و موفق به كسب نمره مورد نظر نشده، در آزمون ازدواج زندگي ناموفق و غير واجد شرايط است. اين وسط بايد تفاوت‌هاي فرهنگي، آداب و رسوم هر منطقه و قوم را هم ناديده گرفت و در بست به اين گواهينامه چسبيد. شايد مسئولان به دنبال ايجاد تحول فرهنگي در مقوله ازدواج و ماشيني و مكانيزه كردن آن هستند. و از اين طريق ميخوهند قالبي طراحي كنند كه همه در آن قالب حركت نمايند. اين گونه به نظر مي‌رسد كه اين طرح به دنبال متحدالشكل كردن قاعده‌ي ازدواج است و البته عده‌ي را هم از اين قاعده اخراج مي‌كند. چون با ملاك‌هاي تدوين شده توسط آنها همخواني ندارند.

اجباري شدن گواهينامه را بعد از نوشتن كامل مطلب دیدم. حالا تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل