نظریه ها و روش های مددکاری اجتماعی
مل گري و استفن آ.
وب
تدوين اين فصلها تحت هدايت نويسندگان بينالمللي،
به شفافيت گسترهاي كمك ميكند كه در مددكاري اجتماعي پيرامون نظريههاي متعارض
علوم اجتماعي و الزامات فلسفي ميچرخد. هر فصل يك تحليل تفسيري كوتاه است كه كمكهاي
صورت گرفته به مددكاري اجتماعي به وسيله نظريهپردازان معاصر، نظريهها يا ديدگاهها
را به طور خلاصه بيان ميكند. اين كتاب، ايدههاي نظري و روششناختياي را كه درون
مددكاري اجتماعي شكل گرفتهاند، به طور اجمالي بيان ميكند و نشان ميدهد كه كه
اين ايدهها توسط مددكاران اجتماعي اقتباس و مورد نقد قرار گرفتهاند. كتابشناسي
مختصري از هر متفكر و رويكرد در انتهاي هر فصل براي كمك به يادگيري دانشجويان
ارايه ميكند. در پايان كتاب نيز واژهنامهاي در نظر كرفته شد كه به تعريف مفاهيم
كليدي و ارتباط آنها با نظريهپردازان و ديدگاهها و مقالات مجلهها و كتابهاي
مناسب ميپردازد.
ساختار
اين كتاب
در تدوين اين مجموعه، ما به دنبال برجسته نمودن
موضوعاتي بوديم كه به باور ما به نحو چشمگيري به بحثهاي نظري شگل گرفته در
مددكاري اجتماعي در سالهاي اخير كمك كرده بودند. اين بحثها در برگيرندهي سنتهاي
ثابت و سنتهاي مهم و بنيادي روشنفكري مانند فيمينيسم و چندفرهنگي و همچنين بحثهايي
كه سازنده گفتمانهاي جديدتر مربوط به مددكاري اجتماعي هستند همچنين آنهايي كه با
پست مدرنيسم، نئوليبراليسم يا نوشتههاي جوديث باتلر و يورگن هابرماس مربوطاند.
در واقع، يكي از راهبردهاي ما، گزينش متفكرين و نظريهپردازان و ديدگاههاي طرفدار
مفاهيم و ديدگاههاي متفاوت به منظور برجسته نمودن شيوههاي مختلفي است كه در
مددكاري اجتماعي بر روي آنها تحقيقات نظري صورت گرفته است.
اين
كتاب به سه بخش تقسيم شده است:
· بخش1: نظريهها؛ اين بخش
با شيوهاي متمركز، رابطهي متفكران مددكاري اجتماعي معاصر را با كساني چون
هابرماس، گيدنز، بورديو، فوكو و باتلر كه چارچوبهاي قدرتمند و متمايزي براي مفهومسازي
پيچيدگيهاي اجتماعي تنظيم كردند، بررسي ميكند.
· بخش2: نظريهها؛ اينجا ما
پيوسته بر "ايسمهاي[1]" عمدهاي كه تفكر سياسي اجتماعي و
فلسفي شامل بين فردي[2]، فمينيسم، چندفرهنگگرايي، پستمدرنيسم
و نئوليبراليسم و به ويژه نظريههاي مددكاري اجتماعي مانند مددكاري اجتماعي
انتقادي و ساختاري را شكل ميدهند، تمركز ميكنيم.
· بخش3:
ديدگاهها؛ اين بخش بر ارتباط بين مددكاري اجتماعي و رويكردهاي روششناختي محور
مانند تجزيه و تحليل شبكه اجتماعي، روش قومشناسي و قوم نگاري، تحليل گفتمان و
بازانديشي، عمل مبتني بر شواهد تمركز ميكند. اين فصل با مرور معرفتشناسي يا روشهاي
شناخت در مددكاري اجتماعي به پايان ميرسد.
اين كتاب زمينهاي براي
شناخت ايدههاي كليدي متفكران خاص و همچنين ايدههاي ساخته شده در بدنه علمي يا
"ايسمها" و امكان اجراي بالقوه ايسمها در عمل فراهم ميكند. اين
نوع رويكرد خواننده را به دريافت انواع كمكها در اول و آخر كتاب سوق ميدهد. براي
مثال، ممكن است عمل انعكاسي به عنوان يك ديدگاه ريشه در ايدههاي متفكريني چون
بورديو و گيدنز داشته باشد و به همين ترتيب تقابلهاي ارتباط و تاكيد استخراج
شوند. مثلا، خوانندگان ما به صورت متناوب ميتوانند مفاهيم كليدي تحليل شبكه
اجتماعي و تحليل گفتمان را به هم پيوند دهند. با اين روش، كتاب چارچوبي براي نقشهبرداري
مجموعه اثرات و منحنيها به ويژه در ارتباط با مفاهيم و ديدگاهها با اجراي آنها
بين و در عرض ديدگاههاي متفاوت مانند نئو ليبراليسم در برابر مددكاري اجتماعي
ساختاري و روشي كه اينها به فيلدهاي متنوع كار عملي برگردانده شدهاند، فراهم ميكند.