براي مهراوه
مددكاري اجتماعي يك حرفهي بين رشتهاي است كه در پاسخ به نياز و نگراني افراد نيازمند به وجود آمده است.
مددكاري اجتماعي در سه حوزهي اصلي فردي گروهي و جامعهاي و سه حوزهي فرعي برنامهريزي اجتماعي، تحقيقات اجتماعي و اقدام اجتماعي فعاليت ميكند. كسي كه در اين حرفه تحصيل ميكند در پنج حوزه زير بايد مهارت كسب نمايد:
1- رشد مسئوليت و هويت حرفه اي
2- رشد و توسعه دانش به عنوان يك يادگيرنده
3- توسعهً دانش در ارتباط با موًسسه وجامعه اي كه درآن كار مي كند
4- رشد سازماني، مديريت كار و مهارت هاي ارتباطي
5- رشد و توسعهً مهارت هاي عملي و مداخله اي
مددكاري اجتماعي به عنوان يك حرفهي انسانگرا در ابعاد مختلف به مخاطبان خود خدمات ارايهي ميكند. مخاطبين مددكاري اجتماعي كساني هستند كه به دليل يك يا چند نياز و نگراني دچار مشكل شدهاند. مداخلهي مددكار اجتماعي به منظور كمك به پيشگيري، بهبود و يا تخفيف مشكلات افراد گروها و اجتماعات كوچك و بزرگ است. خدمات مددكاري اجتماعي در حوزهي نيازهاي اوليه نظير مسكن، خوراك و پوشاك، امنيت رواني و اجتماعي، احترام و توجه به مددجو ، عشق و صميميت و خودشكوفايي مددجويان است.
مددكار اجتماعي در بعد فردي، گروهي و جامعهاي خدمات مختلف مشاورهاي، حمايت اجتماعي، حمايت مالي و عاطفي فراهم ميكند.
براي عيني تر كردن فعاليت مددكاران اجتماعي، توجه شما را به فعاليتهاي كلينيك مددكاري اجتماعي جلب ميكنم.
تحت حمايت قرار دادن زنان بيسرپرست نيازمند و بدون حامي به دليل فوت همسر، طلاق، خشونت خانگي، عدم صلاحيت همسر، از كارفتادگي همسر،
دختران مجرد تنها با سن بالا
مردان از كارفتاده سالمند و غير سالمند
كودكان بيسرپرست به دليل فوت سرپرست، عدم صلاحيت سرپرست، كودكان سرراهي،
خانوادههاي نيازمند و زير خط فقر فاقد درآمد، سرمايه و مهارت
اين گروه از افراد جامعه به دلايل ذكر شده قادر نيستند به تنهايي با مسايل و مشكلات پيش روي خود مواجه شوند يا از عهده حل آنها بر آيند. مددكار اجتماعي در شكل ايدهآل خود به عنوان كارشناس مسايل اجتماعي و "عامل تغيير" به دنبال گره گشايي از طنابهاي ضعف و ناتواني اين افراد با كمك آنها است و تلاش ميكند تا تواناييها و استعدادها و ظرفيتهاي بالقوهي اين افراد و حمايتهاي اجتماعي را به منظور از بين بردن و دست كم تخفيف آلام اجتماعي را بكار گيرد. خدماتي كه به اين گروهها ارايه ميشود عموما توسط نهادهاي حمايت اجتماعي دولتي و با درصد كمتر مشاركت مردمي ارايه ميشوند.
خدمات مددكاري فردي به منظور شناخت مشكلات روحي، رواني و عاطفي، نيازهاي زندگي روزمره از طريق مصاحبه، بازديد منزل با استفاده از نظريههاي علمي در حوزههاي مشاورهاي، روان شناختي و حقوقي
تشكيل پروندهي حمايت اجتماعي به منظور برخورداري از خدمات حمايت دولتي
پرداخت مستمري ماهانه،
كمكهاي نقدي و غير نقدي موردي
تامين بخشي از شهريهي دانشجويان تحت حمايت
پرداخت كمك هزينهي اجاره مسكن با توجه به اعتبارات سازمان مربوطه
پرداخت وام اشتغال، وام تعمير مسكن، وام ساخت مسكن
پرداخت كمكهاي موردي در مواقع اضطراري نظير بيماري، آتش سوزي، نداشتن اجاره مسكن و ...
همكاري و عقد قرارداد با ساير نهادها و سازمانها به منظور تخفيف هزينهها
تهيه دفترچه خدمات درماني و گاهي اوقات پرداخت بخشي از هزينهها درمان
تشكيل تعاونيهاي اشتغال با استفاده از تواناييها و مهارتهاي مددجويان
و استفاده از شبكههاي حمايت اجتماعي به منظور حمايت اجتماعي از طريق خانوادهها، همسايهها، فاميل و ..
لازم به ذكر است آنچه در بالا ليست شده فهرست وظايف و مسئوليتهايي است كه مددكار اجتماعي در حوزههاي سهگانه بر عهده دارد. اما اين كه چقدر اين وظايف قابل تحقق است، ارتباط مستقيمي با حمايتها دولتي و سازماني دارد. اكثر مددجويان تحت حمايت نهادهاي حمايتي در وضع بسيار نامساعدي به سر ميبرند و از حداقل امكانات برخوردار هستند. خدمات ارايه شده به عنوان مرهم و مسكنهايي هستند كه اثر مقطعي دارند. كوچكترين نوسانات در فضاي جامعه بيشترين تاثير منفي را اين دسته از افراد دارد. مددكار اجتماعي به عنوان پل بين مردم و نهادهاي حمايتي، مسئوليت بسيار دشوار و طاقتفرسايي بر عهده دارد. مددكار اجتماعي از يك سو بر اساس سوگند حرفهاي و اصول اخلاقي مددكاري اجتماعي متعهد به حمايت از مددجويان است و از سوي ديگر به دليل تحت استخدام بودن سازمان يا نهاد حمايتي بايد پاسخگوي مديريت نهادها و موسسات حمايتي باشد. اين تعارض نقش و مسئوليت به مددكار اجتماعي در ايجاد تعادل بين خواستههاي مددجويان و الزامات شغلي و سازماني فشار وارد ميكند.
«من» به عنوان يك مددكار تعليم يافته حرفه اي، سوگند ياد مي كنم كه روابط حرفه اي خويش را بر طبق منشور اخلاقي مددكاري تنظيم و اجرا كنم.