مددکاری اجتماعی در زمره‌ی حرفه‌های یاورانه است. در دوران تحصیل هميشه  این سوال برایم لاینحل باقی ماند که چرا به بعضی از رشته های دانشگاهی مانند پزشکی، حقوق، مددكاري اجتماعي و ... حرفه مي‌گويند. در يكي از كتاب‌ها در مورد تفاوت حرفه با شغل توضيحاتي داده شد كه ضمن احترام به نويسنده، نه من بلكه بسياري از دانشجويان و مددكاران اجتماعي از اين توضيح متقاعد نشدند. در كتاب مذكور شرط حرفه‌اي بودن توانستن بود علاوه بر دانستن، عشق بود و ايثار. اما اين عبارت كلي را مي‌توان به همه رشته‌ها تعميم داد. حتي به يك باغبان ساده. به يك چوپاني كه از گله‌اش مراقبت مي‌كند. به يك نظامي كه از مرزهاي جغرافيايي دفاع مي‌كند و به يك روحاني كه از مرزهاي عقيدتي دفاع مي‌كند و در آن حوزه فعاليت مي‌كند. اما به راستي مرز بين حرفه‌ و شغل چيست. امروزه به كرات در رسانه‌ها از فوتباليست حرفه‌اي، مربي حرفه‌اي، بازيگر حرفه‌اي و ... نام برده مي‌شود. آيا شغل و فعاليت اين دسته از افراد را هم مي‌توان حرفه به حساب آورد. بر اساس اين شيوه‌ي رايج ژورناليستي كسي كه به صورت تمام وقت به يك كار اشتغال دارد و منبع درآمد او تنها مثلا از طريق مربي‌گري است، فردي حرفه‌اي است. آيا نمي‌توان اين تعريف را به همه‌ي رشته‌ها و مشاغل تعميم داد؟ با يك نگاه دقيق‌تر مي‌توان ديد كه اطلاق عنوان حرفه‌اي به اين دسته افراد و مشاغل به يك دليل تا حدودي متفاوت از ساير مشاغل است. يك مربي يا ورزشكار علاوه بر اشتغال تمام وقت به يك فعاليت ورزشي خاص، بايد به يك يا چند ويژگي مجهز باشد. خلاقيت و ابتكار، آمادگي ذهني بالا، بدن آماده براي انجام فعاليت‌هاي جسماني سنگين، قدرت تصميم‌گيري و رهبري موثر در جريان مسابقه و قبل و بعد از آن و توانايي برانگيختن و تحت تاثير قرار دادن ديگران از جمله‌ي اين مشخصه‌ها است. با اين حال آيا نمي‌توان اين گونه نگاه كرد كه هر شغل به تناسب كاركرد و ماموريتي كه دارد، واجد خصوصياتي از اين دست مي‌باشد؟ قطعا يك مهندس كامپيوتر، بانكدار، معمار و ...  بايد به دانش و مهارت‌هاي مرتبط با كار خود مسلح باشد. اما چه چيزي حرفه را از شغل متمايز مي‌كند؟

پاسخ به اين سوال را در كتاب مددكاري اجتماعي از ديدگاهي جامع پيدا كردم. صرف‌نظر از نحوه‌ي ترجمه‌ي كتاب، محتواي مطالب اين كتاب براي علاقمه مندان به مددكاري اجتماعي مفيد است. از نظر ارنست گرين وود حرفه داراي ويژگي‌هاي زير است:

الف: تئوري نظام‌ يافته

ب: اقتدار و مرجعيت

ج: مجوز اجتماعي

د: سوگندنامه‌ي اخلاقي

ه: فرهنگ

مددكاري اجتماعي به دليل ماهيت اين حرفه و مرحله‌ي رشدي كه در آن قرار گرفته، با موانعي مواجه شده كه معيارهاي دقيق حرفه بودن آن را به خطر مي‌اندازد. اين حرفه داراي مجموعه‌اي از اصول و اطلاعات زيربنايي است. هر چند در مورد اصول و مباني آن اتفاق نظر وجود دارد اما در جنبه‌هاي خاص و كاربردي آن اتفاق نظر وجود ندارد. اطلاق واژه‌ي مددكار اجتماعي به هر كسي كه به استخدام سازمان‌ها ي خدمات اجتماعي درآمده، شناخت واقعي از اين رشته را در اذهان عمومي با مشكل مواجه مي كند. مددكاران اجتماعي به خاطر استخدام در نهادها و سازمان‌ها مانند ساير حرفه‌ها نظير پزشكي و حقوق از استقلال حرفه‌اي برخوردار نيستند و بالاخره مددكاري اجتماعي رشته‌اي مركب از تخصص‌ها است و در پاسخ به نيازهاي انسان به وجود امده است اما ادغام اين تخصص و تلاش‌ها در قالب يك حرفه هنوز تا حدودي ناقص است. با وجود همه‌ي موانع و نواقص، مددكاري اجتماعي به عنوان يك حرفه‌، در حال تكوين است و با تلاش‌هاي انديشمندان اين حوزه، در حال رسيدن به مرزهاي حرفه‌اي است.

سوگندنامه اخلاقي مددكاري اجتماعي يكي از زيباترين جلوه‌هاي انساني و نمايانگر اوج بشر دوستي و خدمت به انسان‌ها است. مددكار اجتماعي به عنوان يك فرد حرفه‌اي پس از فراغت از تحصيل با اداي سوگند خود را به رعايت اصول اخلاقي مددكاري اجتماعي كه از متعالي‌ترين اصول انساني است، متعهد و مكلف مي‌دادند: 

«من» به عنوان يك مددكار تعليم يافته حرفه اي ،‌ به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه روابط حرفه اي خويش را بر طبق منشور اخلاقي مددكاري تنظيم و اجرا كنم بدين وسيله رضايت دروني و ايمان و اعتقاد خويش را به اصول و ارزش‌هاي زير ابراز مي دارم:

«من» نخستين تعهد پيمان خويش را خدمت راستين به افراد گروه‌ها و جامعه ميدانم ،خدمتي كه جهد در بهبود و پيشرفت شرايط اجتماعي را نيز شامل مي‌گردد.

«من» مسئوليت خدمتي را كه به انجام دادنش مفتخرم با آغوش باز مي‌پذيرم .

«من» مسئوليت حرفه اي خويش را بر علايق شخصي ترجيح مي دهم و مي‌كوشم تا منافع شخصي را فداي مصالح عمومي كنم.

«من» تعهد مي‌كنم كه در پنهان داشتن اسرار مردم از گزند نامحرمان كوشا باشم و اصل رازداري حرفه‌اي را كه از اصول مهم مددكاري است، با آغوش باز مي پذيرم .

«من» به موازين علمي، يافته ها و عقايد صاحب‌نظران با ديده احترام مي نگرم، طريق منطق را براي بيان و تعبير آنها بر مي‌گزينم .

«من» به اصول حرفه‌اي مددكاري اجتماعي اعتقاد كامل دارم و اعمال و رفتار خود را بر مبناي علم و تجربه و مهارت‌هاي مددكاري بنيان مي‌نهم.

«من» مسئوليت و وظيفه حرفه‌اي خود مي دانم كه عقايد و يافته هاي علمي و حرفه اي خويش را به خاطر پيشرفت برنامه‌هاي بهزيستي انسان‌ها و گسترش خدمات اجتماعي، در اختيار بشريت قرار دهم و حمايتم را از اين طرح‌ها اعلام مي‌دارم.

«من» تعهد مي‌كنم كه در حفظ و حمايت از جامعه بكوشم و در جلوگيري از اعمال غير اخلاقي و ضد ارزش‌هاي ديني كه توسط اشخاص حقيقي يا حقوقي در جامعه صورت مي‌گيرد، كوشا باشم .

«من» آمادگي خويش را براي تقديم خدمت لازم حرفه‌اي در هنگام رويدادهاي ناگهاني و حوادث غير منتظره عمومي اعلام مي‌دارم.

«من» بين گفتار و كردار خويش به عنوان يك فرد اجتماعي ‌و بين گفتار و كردار حرفه اي خود به عنوان نماينده يك موسسه در جامعه فرق قائلم و با وضوح و صراحت شايسته اين دو را از يكديگر تشخيص و تميز مي‌دهم .

«من» از اين اصل كه هر حرفه‌اي لازمه اش تعليم و تربيت حرفه‌اي است، پشتيباني مي‌كنم.

«من» عهد مي‌بندم كه به ايجاد و حفظ شرايط لازمي كه در موسسه هاي مختلف، مددكاران را قادر مي سازد تا به مفاد منشور اخلاقي عمل كنند، كمك كنم .

«من» تعهد مي‌كنم كه در داوري‌هاي حرفه اي، ‌خواست‌ها و عواطف خويشتن را معيار سنجش قرار ندهم، ‌سعي مي‌كنم كه احساسات انسان‌ها را درك كنم. از احساسات، ‌تعصبات و پيشداوري‌هاي شخصي دوري گزينم تا بدين وسيله به تجلي و كشف واقعيت‌ها كمك كرده باشم.

«من» براي تحقق بخشيدن به هدف‌هاي اين منشور، تعهدات و پيمان‌هاي خويش را با توجه با حق تقدم موردها، ‌آن طور كه هر موقعيت ايجاب مي‌كند انجام مي‌دهم،‌ اصول مددكاري را در نظر مي‌گيرم و براي انجام دادن خدمت راهي بر مي‌گزينم كه با روح و مفاد اين منشور اخلاقي سازگار باشد.