چند روز پيش در اخبار سراسري خبري پخش شد كه خيلي دردناك و تکان دهنده بود. در يك مركز شبانه روزي نگهداري از عقب ماندگان ذهني در شهر بريستول انگليس، كاركنان آن مركز اقدام به شكنجه و آزار مهلولان مي كردند. اين خبر توسط خبرنگاري تهيه و پخش شد كه براي تهيه خبر خودش را به عنوان متقاضي كار جا زد و وارد ان مركز شد. تصاوير به حدي غيرانساني و دردناك بود كه قادر به توصيف آنها نيستم. اما جداي از دردناك بودن اين تصاوير و رفتارهاي غيرانساني انسانها، آنچه باعث تاسف من شد عنوان و تيتري بود كه براي اين خبر انتخاب شد: انتشار تصویر شکنجه و اذیت مددجویان ناتوان در انگلیس خشم مردم را در پی داشته اعمالی که مددکاران با افراد ناتوان انجام می‌دهند طوری آزار دهنده است که خود انگلیسی‌ها لقب گوانتانامو را به آسایشگاههای معلولان داده‌اند. اما در محتوا و مشروح خبر گفته شد كه كاركنان اين مركز نگهداري اقدام به آزار و اذيت معلولان كردند و آنچه در تصاوير ديده شد هم كارگراني بودند كه در آن مركز كار مي كردند. انتشار اين خبر با تيتر اول تحت عنوان آزار و اذيت توسط مددكاران جداي از اين كه با متن خبر همخواني نداشت، حاوي چند نكته است:

1-   انگار براي كل جامعه ايراني مددكار هميشه تداعي كنندة مددجو است و هر جا اسمي از مددجو برده مي شود ناگزير مددكار هم بايد آنجا باشد و كليه كاركنان آنجا مددكار هستند.

2-   كلمه مددجو معادل لاتين clien است كه در ادبيات روان شناسي و مشاوره به مراجع ، در ادبيات تجاري مشتري و در مددكاري اجتماعي به اشتباه مددجو ترجمه شده است.

3-      كلمه worker به معناي كارگر با اصطلاح social worker به معناي مددكار اجتماعي متفاوت است.

4-   ترجمه كلمه client در مددكاري اجتماعي به مددجو شايد ناشي از برداشت نادرست مترجم از نقش و وظيفه مددكاري اجتماعي باشد. هر چند مددكار اجتماعي بيشترين ارتباط را با افراد آسيب ديده و در معرض آسيب دارد، اما كلمه مددجو به لحاظ بار معنايي نوعي برچسب است كه بيشتر افراد جامعه از پذيرش اين واژه بر خود اكراه دارند و آنرا كسر شان و ارزش خود مي دانند.

5-   مددكاري اجتماعي هم مانند ساير حرفه هاي ياورانه خدمات حرفه اي و تخصصي به مراجعين خود عرضه مي كند و معناي متفاوت از يك اصطلاح (client) برداشتها را نسبت به ارزش و موقعيت و فعاليت تخصصي حرفه تحت تاثير قرار مي دهد.

6-   در طول تاريخ، تخريب آسان تر و سريع تر از ساختن و آباداني است. مددكاري اجتماعي به عنوان يك حرفه صاحب شان و ارزش در جوامع توسعه يافته، با گذشت بيش از 50 سال از عمر خود در ايران، هنوز نتوانسته شان و جايگاه خود را در مجامع علمي و اداري ايران و در بين مردم آن طور كه شايسته آن است به دست بياورد. ترجمه نادرست كلمه كارگر يا كارمند به مددكار و سرخط قرار دادن آن در اخبار سراسري و پرمخاطب، جز تخريب وجهه مددكاري اجتماعي چيزي به همراه ندارد. اين اشتباه يا به دليل جهل و ناآگاهي مترجم و يا تداعي عرفي صورت گرفته در جامعه ايران بين مددكار و مددجو است. به اين معنا كه چون در اين خبر از مددجو نامبرده شده ناگزير مددكاري هم در ميان بوده است. در حالي كه در چنين مراكزي يك تيم توان بخشي مركب از روان شناس، مددكار اجتماعي، پرستار، گفتار درمانگر، فيزيوتراپ و ... كار مي كنند. صرفا نام بردن از مددكار آن هم به خاطر برداشت نادرست از اين اصطلاح نشانگر ناآگاهي تهيه كنندگان و مترجمين خبر است.

7-   اين عدم آگاهي تنها متوجه تهيه كننده و مترجم خبر نيست بخش عمده اي از آن به جامعه مددكاري اجتماعي به ويژه دانشگاهيان برمي گردد كه تا كنون نتوانسته اند مددكار اجتماعي را به جامعه رسانه اي و افكار عمومي بشناسانند.

8-   بخش دوم سكوت انجمن ملي و علمي مددكاري اجتماعي يران است كه ظاهرا متولي مددكاري اجتماعي در ايران هستند. جا دارد مسئولين انجمن هاي ملي و علمي به اين خبر واكنش نشان دهند و ضمن روشن كردن اذهان عمومي، با جامعه رسانه اي كشور تعامل بيشتري داشته باشند تا از اين اشتباهات جلوگيري شود. چون پخش يك خبر در اين سطح با عنوان "مددكار" به شدت بر وجهه مددكاري اجتماعي تاثير سوء مي گذارد.

9-   يك اشتباه رايج ديگر در كشور ما اين است كه هر كسي به هر عنوان، رشته و مدرك تحصيلي كه با گروههاي تحت حمايت و آسيب ديده كار مي كند مددكار خوانده مي شود. اين برداشت نادرست ناشي از قصور و تقصير متوليان مددكاري اجتماعي كشور است. ما را دريابيد