اول كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و خدا كلمه بود.  قرآن با كلمه آغاز مي‌شود و نداي وحي، محمد را به خواندن دعوت مي‌كند. بخوان به نام پرودرگارت كه تو را خلق كرد. بخوان به نام پروردگاري كه با قلم به انسان آموخت. و خداوند بداء را قرار داد. اصل تغيير سرنوشت. هيچ قومي سرنوشتش عوض نمي‌شود مگر اين كه خود بخواهند.

حیات نو تولدی دوباره است. رویش اندیشه ای جدید در دنیای اندیشه‌ی کنونی است. شیوه ای تازه در نگاه به زندگی است. زیستن با عزت نفس و استقلال در اندیشه و گفتار و کردار. انسانی زیستن برای انسان شدن است نه نباتی زیستن برای زنده ماندن و سپس خاک گور شدن. زیست برای فعلیت بخشیدن به بالقوه هاست. برای خودشکوفایی و کمال تحول است. حیات نو تجدید اندیشه است و به دنبال آن تجدید در مشی زندگی و تصمیمات. حیات نو حرکت در جهت رویش نهال های درون است. حرکت از وابستگی به استقلال؛ انفعال به پويايي و از خمودگي به تحرك و عينيت بخشيدن به كرامت و عزت انساني است.

اينجا را انتخاب نمودم تا ساده و بي‌پيرايه در مورد حوادث و اتفاقات خوشايند و ناخوشايند روزانه انسان‌هاي رنج كشيده و سخت‌روزگار پيرامون خودم سخن بگويم شايد كه صداي انها شنيده و چهره‌ي غمگين و گرفته آنها ديده و گشاده شود.

من مددكار اجتماعي هستم. فارغ‌التحصيل از دانشگاه علامه طباطبايي. به عشق خدمت به انسان‌ها فعاليت مي كنم و براي تحقق آرمان خودم كه همان عدالت اجتماعي و رفع تبعيض است تلاش مي كنم. مي خوام ساده و بي‌پيرايه در قالب كلام و عكس و نماد و نشانه به آنهايي كه دغدغه‌ي عدالت دارند و آنهايي كه بشري دوستي را آرمان خود مي‌دانند، از رنج‌ها و محنت‌ها، خوشي‌ها و شادي‌هاي انسان‌هاي پيراون خودم سخن بگويم

من مددكار اجتماعي هستم. برزگترين تعهد و پيمان خودم را خدمت راستين مي‌دانم.

من مددكار اجتماعي هستم و رضايت دروني‌ام را در رضايت هم‌نوعان محروم و نيازمندم مي‌دانم. من فقر و تنگدستي، محنت و سختي و نداري و نيازمندي را با تمام وجود لمس نمودم و رسالت خودم را رفع محنت و عدالت مي‌دانم.

من مددكار اجتماعي هستم در يك خانواده بزرگ با ۳۰۰ خانوار

از زنان سرپرست خانوار گرفته تا كودكان بدسرپرست

از زنان آزار ديده تا مردان از كارفتاده

اينجا در يك خانواده‌ي نسبتا بزرگ به دنبال اعاده‌ي كرامت و عزت نفس مددجويان هستم. و هر روز يا هر هفته با خبري، گزراشي، پيامي و كلامي شما را بيشتر با اين خانواده بزرگ آشنا مي‌كنم

با ما باشيد با كلامي و پيامي، هدايتي و اندرزي، كمكي هر چند در حد كلام. تشويقي هر چند با يك پيام و مساعدتي به وسعت بشر دوستي‌تان

 ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت