X
تبلیغات
مددکاری اجتماعی

مددکاری اجتماعی
من نخستین تعهد پیمان خویش را خدمت راستین به انسان ها می دانم 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

امت فاكس، نويسنده و فيلسوف معاصر، هنگامي كه براي نخستين بار به آمريكا رفته بود براي صرف غذا به رستوراني رفت. او كه تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست با اين نيت كه از او پذيرايي شود. اما هر چه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشكيبايي او از اينكه مي ديد پيشخدمت ها كوچكترين توجهي به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اينكه مشاهده مي كرد كساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

او با ناراحتي به مردي كه بر سر ميز مجاور نشسته بود نزديك شد و گفت: «من حدود بيست دقيقه است كه در اينجا نشسته ام بدون آنكه كسي كوچكترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه پذيرايي مي شوند؟»

مرد با تعجب گفت: «ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي كه غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد: «به آنجا برويد، يك سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب كنيد، پول آن را بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل كنيد

امت فاكس، كه قدري احساس حماقت مي كرد، دستورات مرد را پي گرفت.

اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد كه زندگي هم در حكم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها،   فرصت ها، موقعيت ها، شادي ها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي كه اغلب ما بي حركت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم كه ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم كه چرا او سهم بيشتري دارد؟ و هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است. سپس آنچه مي خواهيم برگزينيم

[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 23:39 ] [ افشین جاوید ]
محققان بر این باورند که به قدر کافی به ارزش خواب برای سلامت اهمیت داده نمی شود و اختلال در خواب مانع از سلامت جسم و روان می شود.پرفسور نائومی راجرز می گوید که اگر بیماران آلزایمر و برخی دیگر از اختلالات مغزی، خواب راحت و کافی داشته باشند، احتمالا پیشروی بیماری کندتر خواهد شد.

خانم راجرز گفت: "ما 'ساعت بیولوژیک بدن' (circadian rythm) بیماران و نظام خواب آنها را در نظر می گیریم. ما می خواهیم کشف کنیم که این سیستم چگونه مختل می شود تا بتوانیم از این اتفاق جلوگیری کنیم. جلوگیری از مختل شدن خواب باعث می شود که افراد طبق ساعت درونی بدنشان چرخه بیداری و خواب مشخصی داشته باشند. منطبق کردن چرخه شبانه روزی بدن بیمار با ساعات خواب و بیداری او بخشی از درمان خواهد بود که امیدواریم علائم بیماری آنها را کاهش دهد."

ساعت درونی بدن به فرد كمک می كند فعالیتش را در ساعات روز افزايش دهد و در تاريکی و شب هنگام از شدت آن بکاهد و استراحت کند.

همچنین چرخه خـواب و بيداری، فعالیت و استراحت، حرارت بدن، مصرف اكسیژن و ميزان ترشح غدد درون ريز توسط همين ساعت بيولوژيك بدن تنظيم می شود.

درجه حرارت بدن، فشار خون، تقسیم سلولی، خواب و بيداری، استراحت و فعاليت ما از یک الگوی تكراری روزانه تبعیت ميكنند بدون آنكه ما متوجه آن گرديم. به این الگو، ریتم سرکادین می گویند.

«بنیاد ملی خواب امریکا» در تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ انجام داد، نشان داد در مقایسه با سال ۱۹۸۸ تعداد بیشتری از امریکاییان، کمتر از شش ساعت در شب می خوابند و متوسط خواب شبانه در طول روزهای غیرتعطیل شش تا هشت ساعت است که برای استراحت مناسب شبانه ناکافی است. همچنین نظرسنجی این بنیاد نشان داد ۷۵ درصد امریکاییان، دست کم یکی دو شب در هفته با مشکل خواب روبه رو هستند. زنان (به خصوص) در معرض مشکلات خواب قرار دارند و بیشتر از مردان از مشکلات خوابیدن شکایت می کنند و احتمال بیشتری دارد که در طول روز احساس خواب آلودگی کنند. اما مشکلات خوابیدن تا چه حد می تواند بر سلامتی تاثیر بگذارد؟ شواهد به دست آمده از حوزه نسبتاً جدید «پزشکی خواب» بیانگر آن است که کمبود خواب می تواند در بیماری های گوناگونی از جمله وقفه حافظه، اشکال در یادگیری و معطوف کردن توجه به یک موضوع، بیماری های قلبی، چاقی، اختلالات خلقی و نقص ایمنی نقش داشته باشد.

ه نقل از پایگاه اینترنتی تایم، محققان دانشگاه شیکاگو امریکا می گویند نه تنها احساس تنهایی بلکه بی قراری در روابط می تواند بر نظم خواب افراد تاثیر بگذارد.

بررسی گزارش های حدود صد نفر از افراد بالغ در داکوتای جنوبی و تاثیر تنهایی بر چرخه خواب این افراد نشان می دهد هر چه میزان احساس تنهایی در افراد بیشتر باشد، احتمال اختلال در خواب این افراد نیز بیشتر خواهد بود ولی مقدار زمانی که این افراد در طول شب یا روز می خوابند، چندان تفاوتی نمی کند.
پزشکان می گویند همواره از تنهایی به عنوان یکی از عوامل خطرساز برای سلامتی یاد می شود و هدف از این آزمایش، تاثیر آن بر یکی از کلیدی ترین عناصر موثر بر سلامتی یعنی خواب و رفتار خوابی در افراد بود.
آنان می گویند به این نتیجه رسیده اند که تنهایی یا احساس تنهایی تاثیری بر میزان خوابی که فرد تجربه می کند ندارد ولی باعث می شود این افراد، زمان های بیشتری در طول شب بیدار شوند.

بعضی پژوهش ها، حتی کمبود خواب را با سرطان مرتبط می کنند. معمولاً یک یا دو شب بی خوابی، چندان مایه نگرانی نیست. نگرانی بزرگ تر، کمبود مزمن و جزیی خواب است یعنی عدم توانایی به خواب رفتن به حد کافی در شب های متوالی. این امر می تواند به این علت رخ دهد که شما دچار یک بیماری جسمی هستید که مانع به خواب رفتن شماست یا شاید برای تطبیق یافتن مقتضیات زندگی، زمان خواب خود را کم کرده اید. از دست رفتن روال عادی خواب به هر علت که باشد تاثیر زیان بخش خود را به جای می گذارد. پژوهشگران دریافته اند پس از دو هفته، افرادی که تنها چهار تا شش ساعت در شب می خوابند، به همان اندازه افرادی که برای دو یا سه شبانه روز بیدار مانده اند دچار اختلال قوه شناختی می شوند.

ما به چه اندازه خواب نیاز داریم

به نظر می رسد برخی از ما با شش ساعت خواب شبانه به وضعیت طبیعی می رسیم، در حالی که برای افراد دیگر ممکن است ۹ ساعت یا بیشتر خوابیدن در شب لازم باشد تا به حالت طبیعی برسند. کارشناسان براساس برداشت های بالینی آزمایش ها و پژوهش هایی که در آن به افراد آزمودنی اجازه داده می شود میزان «طبیعی» خواب شان را پیدا کنند، اعتقاد دارند برای اغلب افراد، ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه لازم است. هدف این است که فرد صبح ها احساس سرزندگی کند و در طول روز بدون کمک گرفتن از مواد محرک یا سایر عوامل هوشیارکننده، بیدار و هوشیار باقی بماند. گرچه پژوهش بیشتری برای کاوش پیوندهای میان کمبود مزمن خواب و پیامدهای بهداشتی خاص لازم است، اما در هر حال می توان با اطمینان گفت خواب بیش از آن مهم است که در آن صرفه جویی کنیم. اگر تا به حال قانع نشده اید که خواب کافی برای شما لازم است، شش دلیل زیر شاید شما را متقاعد کند.

۱) یادگیری و حافظه؛ خواب به مغز کمک می کند اطلاعات جدید را از طریق فرآیندی به نام «تثبیت خاطره» ثبت کند. این فرآیند عمدتاً از طریق تجربه هایی روشن شده که در آنها، آزمودنی ها در مورد انجام یک کار فکری آموزش داده می شدند و سپس آنها را مورد آزمون قرار می دادند. در برخی از این تحقیقات، افراد تحت آزمایش پس از یک شب خوابیدن، شیوه های خلاقانه تر و خردمندانه تری را برای حل مساله کشف کردند. پژوهش ها در دانشگاه هاروارد نشان داده عملکرد در برخی کارهای فکری با میزان خواب REM (دوره یی از خواب که با حرکت سریع چشم یا با رویا دیدن همراه است) در فرد مرتبط است. تحقیقات دیگر نشان دهنده نقش ویژه خواب اول شب (خواب غیر REM) در تثبیت خاطرات است.

۲) سوخت وساز و وزن؛ این مساله که اضافه وزن می تواند باعث اختلالات خواب، مانند قطع تنفس گذرای حین خواب شود کاملاً ثابت شده است، اما بررسی ها در آزمایشگاه های خواب نشان می دهد عکس این قضیه هم صادق است. محرومیت مزمن از خواب، ممکن است باعث اضافه وزن شود. چگونه؟ از طریق تغییر دادن سوخت و ساز بدن. مثلاً عمل آوردن و ذخیره مواد کربوهیدراتی و تحریک کردن آزادی بیشتر کورتیزول که یک هورمون استرس است. کورتیزول زیاد با افزایش چربی شکمی ارتباط داده شده است. کمبود خواب همچنین سطح «لپتین» (هورمونی که اشتها را مهار می کند) را می کاهد و میزان «گرلین» (یک هورمون تحریک کننده اشتها) را می افزاید، بنابراین در مجموع فرد به خوردن غذا ترغیب می شود.

۳) ایمنی؛ شاهدی وجود ندارد که ما هیچ گاه واقعاً بتوانیم با کمبود مزمن خواب سازگار شویم. کمبود خواب می تواند به گرایش به خواب رفتن روزانه از جمله چرت زدن های لحظه یی در طول روز منجر شود که هنگامی رخ می دهد که فعالیت موج مغزی مربوط به خواب بر امواج مغزی مربوط به بیداری غلبه می کند. این وقفه های هوشیاری ممکن است باعث سقوط فرد یا اشتباهات شغلی مانند خطاهای پزشکی، اتفاقات ترافیک هوایی و حوادث جاده یی شود. برآوردهای «اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراه ها» در امریکا بیانگر آن است که هر سال خواب آلودگی باعث بیش از ۱۰۰هزار حادثه رانندگی و در نتیجه آن ۷۶هزار مجروح و ۱۵۰۰ مورد مرگ ومیر می شود.

۴) خلق وخو/کیفیت زندگی؛ کمبود خواب (چه کوتاه مدت و چه درازمدت) ممکن است به بروز علائمی چون تحریک پذیری، بی قراری، ناتوانی در تمرکز و کج خلقی منجر شود که بیانگر وجود مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی هستند. کمبود خواب ممکن است آنقدر شما را خسته کند که روابط خانوادگی تان را با همسر و فرزندان تان به هم بزند. خواب کم بر توانایی کارکردن شما هم تاثیر می گذارد. اختلالات خواب مثل بی خوابی و قطع تنفس گذرای انسدادی حین خواب با افسردگی ارتباط دارد البته این ارتباط پیچیده است و رابطه علی و معلولی میان آنها چندان روشن نیست. اخیراً یک بررسی، نشان دهنده آن بوده که در افرادی که دچار قطع تنفس حین خواب به علت انسداد مجاری تنفسی هستند در صورت درمان با وسیله یی که مداوماً با فشار مثبت، هوا را به درون مجاری هوایی می راند و در نتیجه مجاری هوایی را باز نگه می دارد و تنفس حین خواب را بهبود می بخشد، علائم همراه افسردگی نیز در آنها برطرف می شود.

۵) سلامت قلب و عروق؛ در حال حاضر اطلاعات زیادی در مورد اثر کمبود مزمن خواب روی سلامت قلب و عروق نداریم، اما اختلالات وخیم خواب مثل بی خوابی یا قطع تنفس انسدادی با عوارضی مثل فشارخون بالا و افزایش سطح هورمون های استرس در خون، اختلالات ریتم قلب و افزایش التهاب همراهند. قطع تنفس حین خواب همچنین با اختلال در سوخت وساز گلوکز هم همراه است که ممکن است به دیابت نوع دو بینجامد که خود یک عامل خطرساز عمده دیگر برای بیماری قلبی است. یک بررسی در مورد سلامت پرستاران در امریکا انجام شده که نشان می دهد زنانی که کمتر از پنج ساعت یا بیشتر از ۹ ساعت در شبانه روز می خوابند احتمال بیشتری دارد که نسبت به افرادی که هفت تا هشت ساعت در شبانه روز می خوابند، به بیماری قلبی دچار شوند.

0) دفاع از بدن، پیشگیری از سرطان؛ دانشمندان دریافته اند محرومیت از خواب، کارکرد ایمنی را تغییر می دهد و از جمله فعالیت سلول های ایمنی کشنده عوامل مهاجم را می کاهد. البته در حال حاضر همه مکانیسم های دخیل در این امر روشن نیستند. برای مثال معلوم شده کمبود خواب در حدود زمان واکسیناسیون برای آنفلوآنزا باعث کاهش تولید پادتن های ضدآنفلوآنزا می شود. داشتن خواب کافی همچنین ممکن است به مبارزه با سرطان هم کمک کند. پژوهشگران دانشگاه هاروارد نشان داده اند زنانی که در شیفت شب کار می کنند در معرض خطر بیشتر ابتلا به سرطان پستان و روده بزرگ هستند و ارتباط این دو ممکن است مربوط به هورمون ملاتونین باشد. ملاتونین هورمونی است که به وسیله غده صنوبری مغز هنگام شب و در تاریکی تولید می شود و به ما کمک می کند به خواب رویم. نور مصنوعی در شب تولید ملاتونین را دچار وقفه می کند. دانشمندان دانشگاه هاروارد همچنین دریافته اند زنان دارای میزان های پایین ملاتونین صبحگاهی، در معرض خطر بیشتر ابتلا به سرطان پستان قرار دارند. پژوهش های دیگر نیز نشان داده اند ملاتونین باعث کاهش تولید استروژن از تخمدان می شود (استروژن هورمونی است که رشد سلول های سرطانی پستان را تحریک می کند).

محروميت از خواب و کمبود خواب اثرات مخرب و نامطلوبي بجاي مي گذارد مانند:

1) سيستم ايمني بدن شما ضعيف و نا کارآمد ميشود.

2) ناتواني در تمرکز کردن. قدرت تمرکز شما با ميزان خواب شما ارتباط مستقيم دارد.

3) چرت زدن در طي روز.

4) احساس تحريک پذيري، افسردگي، اضطراب، بد خلقي و خستگي در طي روز. شروع بعضی بیماریهای اعصاب وروان به صورت اختلالات خواب تظاهر کند.

5) اشکال در بلند شدن از خواب.

6) کاهش توان يادگيري و حافظه، کاهش کارايي ذهني، کاهش هوشياري.

7) افزايش خشونت طلبي.

راه هایی برای بهتر خوابیدن

منظماً ورزش کنید، اما در طول سه ساعت باقیمانده به زمان خواب تان ورزش نکنید.

از مصرف نوشیدنی های کافئین دار از بعدازظهر به بعد خودداری کنید.

از مصرف داروهایی که حاوی موادی هستند که شما را در شب بیدار نگه می دارند و باعث خواب آلودگی روزانه شما می شوند، خودداری کنید.

زمان منظمی را برای خوابیدن و بیدار شدن تعیین و از چرت زدن اجتناب کنید.

درجه حرارت بستر خواب تان را متعادل نگه دارید (خنک بودن بستر از گرم بودن آن بهتر است)

اگر دچار مشکلات مزمن خواب هستید با پزشک متخصص مشورت کنید.

منبع:

اينترنت

گرداورنده: جاويد

[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 11:15 ] [ افشین جاوید ]
مددکاری اجتماعی:

نظریه های نوین مددکاری اجتماعی/ ترجمه طلعت الهیاری/ اکبر بخشی نیا/ نشر دانژه

مبانی مددکاری اجتماعی / دکتر زاهدی اصل/ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/ مهم

خدمات اجتماعی و تعاون در اسلام / دکتر زاهدی اصل / انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/مهم

مبانی مددکاری /دکتر ساآرام/ نشر علمی

مددکاری گروهی / دکتر سام آرام/ / مهم

مددکاری جامعه ای / دکتر سام آرام/

مددکاری اجتماعی و مراقبت اجتماعی / مالکوم پین /ترجمه  زواره ای/ مهم

حرفه مددکاری اجتماعی از دیدگاه جامع/ لوئیز جانسون/ ترجمه محمد حسین بازرگانی/ مهم

مهارت های کمک کردن به افراد و خانواده ها/ لارنس شولمن/ ترجمه میربها/مهم

مددکاری اجتماعی کار با گروهها / لارنس شولمن /ترجمه  منیر السادات میربهاءجلد ½

مددکاری جامعه ای / دکتر زاهدی اصل که تازه به چاپ رسده/ /مهمجزوه مددکاری جامعه ای / دکتر حسینی/

پویایی گروهی / دکتر عبداله شفیع آبادی

مشاوره و روان درمانی گروهی / دکتر باقر ثنایی

مبانی ومفاهیم مددکاری اجتماعی / خاکساری/ کمیاب هست در بازار

 روان شناسی:

زمینه روانشناسی هیلگارد جلد   مهم/ ½

آسیب شناسی روانی / دکتر حسین آزاد/مهم

 

جامعه شناسی:

مقدمات جامعه شناسی / منوچهر محسنی/مهم

نظریه های جامعه شناسی / دکتر توسلی

نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر/ ریتزر/مهم

 

توانبخشی:

توانبخشی حرفه ای و شغلی / دکتر عبدا... شفیع آبادی

خانواده و اعتیاد / دکتر حبیب آقابخشی

کودکان استثنایی / نرگس ادیب سرشکی

توانبخشی کودکان استثنایی/ خانم دکتر طلعت الهیاری/مهم

توانبخشی گروههای خاص/ کریمی درمنی/مهم

زبان:

- گرامر انگلیسی / کتاب کمک آموزشی گرامر انگلیسی انتشارات گاج که ویژه دبیرستانیهاست را پیشنهاد می کنم.

- متون تخصصی مددکاری اجتماعی

 


[ پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 ] [ 0:19 ] [ افشین جاوید ]
مشکلات بخش غیر قابل‌ حذف از زندگی هستند و آدم مجبور است هر روز با آن‌ها دست و پنجه نرم کند. در واقع ما نمی‌توانیم از بروز همه‌ مشکلات جلوگیری کنیم؛ هرقدر هم که چیزها را کنترل یا سازماندهی کنی، باز هم مشکلات پیش می‌آیند.

 نکته‌ مهم، چه‌ طور مواجه ‌شدن با مشکلات و پیدا کردن بهترین راه‌ حل برای آن‌هاست و صد البته فراموش کردن و به‌قول معروف پیچاندن مشکلات، آن‌ها را حل نمی‌کند و تازه پیچیده‌ترشان هم خواهد کرد. در ادامه هفت راه عمومی برای فتیله‌پیچ کردن مشکلات را معرفی می کنیم.

ردیابی، شناسایی، کشف

اولین قدم برای حل هر مشکل پذیرش وجود مشکل است. بهترین راه حل مشکلات پذیرش آنها به‌عنوان بخشی از زندگی است. وجود مشکل را به‌عنوان حفره‌ای در زندگی بپذیر؛ حفره‌ای که به بقیه‌ آن معنا و ارزش می‌دهد این که بفهمی مشکل وجود دارد و در زندگی، فعالیت یا عملکرد تو تاثیر منفی گذاشته است، نخستین قدم برای حل مشکل است. در مرحله دوم تمرکز بر نوع مشکل است و اینکه بدانی دقیقا مشکل چیست. برای چند دقیقه هم که شده، دست از نگرانی و دلواپسی و عصبانیت بردار و مشکلت را جزء به جزء روی کاغذ بنویس.

چشم در چشم مشکل

قدم بعدی، قوی ‌بودن و نزدیک ‌شدن به مشکل است. ما گاهی از رو به‌ رو شدن با مشکلات سرباز می‌زنیم، چون احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کنند.  و این حس ناخوشایند همان گرهی است که در زندگی ما وجود دارد. ترس از مقابله با مشکل و راکد نگه داشتن آن و به قضا و قدر سپردن یا امید به حل خودبخودی یا تصور حل مشکل به مرور زمان یا منتظر زمان مناسب بودن ویژگی آدمهایی است که میل به تثبیت اوضاع و گذشتن از موضوع دارند. اما چه بخواهیم و نخواهیم عدم مواجهه با مشکل وجود مشکل را از بین نمی برد و گاهی ممکن است یک مشکل کوچک در اثر عدم مواجهه به مسئله بزرگی تبدیل شود. برای رویارویی با مشکل به‌هر حال باید بدانی که فرار از مشکلات آنها را حل نمی‌کند. مشکلات که حل‌نشده رها شوند، فقط خسارت و عواقب احتمالی بیش‌تر می‌شود.

اراده برای حل مشکل

وقتی بتوانی با مشکلت چشم در چشم شوی، آن‌وقت برای حلش آمادگی خواهی داشت. فقط یادت باشد که عصبانی شدن، تردید داشتن، نگران‌بودن یا احساس بدبختی کردن ، دلیل تراشی برای فرار از مواجهه با مشکل یا به امید دیگران بودن چیزی را عوض نمی‌کند. همه‌ این حس‌های ناخوشایند وقتی از بین می‌روند که شما تصمیم بگیرید مشکل تان را خودتان حل کنید و البته این به معنی نادیده گرفتن مشورت نیست.

برگشتن به عقب: ممنوع

وقتی برای حل مشکلت تصمیم گرفتی، دیگر فقط برو جلو و به آینده فکر کن.  دست از فکر کردن دوباره و سه‌باره به مشکلت بردار، چون این‌کار نه ‌تنها فایده‌ای ندارد که نگرانی و اضطراب را افزایش می‌دهد. لازمه عدم بازگشت به گذشته تجزیه و تحلیل درست مشکل قبل از اقدام به حل ان مشکل است. تجزیه و تحلیل مشکل تردیدها را برطرف و عزم اراده برای ورد به بررسی مشکل را بیشتر می کند.

درسی که نباید فراموش شود 

ممکن است از این حرف تعجب کنی، اما مشکلات در واقع خیلی هم به‌ درد بخورند. آن‌ها راهی برای فرا گرفتن درس‌های تازه در زندگی پیش‌ پایت می‌گذارند. فقط یادت باشد اگر درسی را خوب یاد نگیری، بعید نیست مجبور شوی در آینده دوباره و سه ‌باره و حتی چند باره آن را فرا بگیری.

تو خوبی، حتی با مشکل

این باور را کنار بگذار که بروز هر مشکلی، ناشی از عواقب کارهای اشتباه گذشته‌ است. مشکلات پیش می‌آیند، حتی برای خوب‌ترین و پاک‌ترین آدم‌های روی زمین. نگذار که مشکلات معیار تعیین خوبی و بدی تو شوند.

حل مشکل، عوارض دارد

زندگی مانند یک ارگانیسم زنده است که مشکل، ثبات و تعادل آن را به هم می زند. گاهی برای بازگرداند تعادل به ارگانیسم حتی بخشی از ارگانیسم که نبود آن ضامن بقا سیستم است، برداشته می شود. بسته به نوع و شدت مشکل حل ان عوارض و تبعاتی دارد که گریزی از ان نیست. اگر به خاطر تبعات احتمالی یک مشکل، از کنار ان بگذریم ممکن است به مرور زمان کل زندگی از هم بپاشد. هر چه مشکل به موقع بررسی شود، شانس موفقیت برای شانس دستیابی به موفقیت بیشتر است.


[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 21:57 ] [ افشین جاوید ]
دفاع از حقوق خود و اجازه بهره ‌جوئی از این حقوق را ندادن، تعریف جرأتمند بودن است. جرأت ورزي همچنین به معنای انتقال روشن آنچه در واقع می‌خواهید، احترام گذاردن به حقوق و احساسات خود و احترام گذاردن به حقوق و احساسات دیگران است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین، جرأت ورزي ابراز احساسات، عقاید و نیازهای شخص است.

تفاوت پرخاشگری و جرات ورزي

پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه‌ای است كه در آن به حقوق دیگران تجاوز می‌شود. رفتار پرخاشگرانه نو‌‌عا تنبیه ‌گرانه، خصمانه ، سرزنش آمیز و تحكم جویانه است. پرخاشگری می‌تواند تهدید، توهین و حتی تنبیه بدنی را شامل شود. پرخاشگری می‌تواند شامل ریشخند، عبارات طعنه آمیز، غیبت و لغزش زبانی شود.

علل اجتناب از جرأت ورزي

اكثر مردم به دلیل ترس از ناراحتی دیگران و از میان رفتن دوستی ها، از جرأت ورزي دست می‌شویند. هر چند ممكن است شما با كنار گذاردن جرأت ورزي از ناخرسندی های فوری و آنی پرهیز كنید ولی چنین كاری در درازمدت رابطه را به مخاطره می‌افكند.

جراتمند هستید؟

از خودتان بپرسید:

احساسات خود را به روشنی بیان می‌كنید؟

در صورت نیاز، از دیگران كمك می خواهید؟

خشم و عصبانیت را به نحو مناسب بیان می کنید؟

وقتی گیج می‌شوید سؤال می‌پرسید؟

وقتی متفاوت از دیگران فكر و احساس می‌كنید، عقاید تان را بیان می کنید؟

وقتی نمی‌خواهید كاری انجام دهید می‌توانید نه بگوئید؟

با قدرت و صلابت صحبت می‌كنید؟

وقتی با مردم حرف می‌زنید به آنها نگاه می‌كنید؟

انواع جرأت ورزي

جرأت ورزي اساسی

این نوع جرات ورزی، ابراز ساده و مستقیم بیان باورها، احساسات و عقاید شما است. این نوع جرأت ورزي معمولا از طریق عبارات ساده‌ای چون " من می خواهم " یا " من احساس می‌كنم " ابراز می‌شود.

جرأت ورزي قوی 

این نوع جرات ورزي، انتقال حساسیت ها به شخص دیگر است. این نوع جرأت ورزي از دو بخش تشکیل می‌شود.

بازشناسی موقعیت یا احساسات شخص دیگر كه به دنبال آن اظهار نظری صورت می‌گیرد كه در آن شما از حقوق خاص خود حمایت می‌كنید. " من می دانم كه شما واقعا سرتان شلوغ بوده است ولی من می‌خواهم احساس كنم كه رابطه‌ ما برای شما مهم است. می‌خواهم شما به من و ما زمانی اختصاص دهید."

جرأت ورزي فزآینده

این نوع جرأت ورزي زمانی به وقوع می‌پیوندد كه شخص دیگری در واكنش به جرأت ورزي اساسی شما شكست می‌خورد و به تجاوز علیه حقوق شما ادامه می‌دهددر نتیجه شما بتدریج جرأت ورزي را گسترش می‌دهید و به نحو فزاینده‌ای بر رای خود محكم‌تر تاكید می‌ورزید. در این گونه جرأت ورزي حتی ممكن است شما به پاره‌ای از اعمال اشاره كنید كه درصورت ادامه رفتار طرف مقابل، از شما به عنوان نتیجه بروز كند ولی اشاره به اعمال تنها پس از چند عبارت جراتمندانه اساسی و پایه، ارائه می‌شود. برای مثال اگر شما يك بار ديگر اين رفتار را داشته باشيد، با واكنش شديد من مواجه خواهيد شد.

جرأت ورزي از طریق گفتار "من " آغاز شونده

این نوع جرأت ورزي خصوصا برای بیان احساسات منفی مفید است. این نوع جرأت ورزي یك اظهار نظر سه بخشی را شامل می‌شود:

وقتی شما چنین و چنان كردید.... ( رفتار را توصیف كنید)

اثرات عبارت هستند از ... ( این موضوع را كه چگونه رفتار به نحو عینی و ملموس بر شما اثر می‌گذارد، توصیف كنید)

(من احساس می‌كنم كه ) عبارت اول شخص مفرد را به كار ببرید:" من احساس می كنم كه " به جای " شما فلان یا بهمان هستید."

تمركز اصلی در اظهار نظرهای با " من " آغاز شونده، روی بخش ( من احساس می‌كنم)،" من می خواهم " است. هنگام ابراز خشم، تمایل غالبا بر سرزنش شخص دیگر، از كوره در رفتن و اختیار هیجان را از كف دادن است. جرأت ورزي از طریق گفتار با " من " آغاز شونده، می‌تواند به شما كمك كند به نحو سازنده بر خشم خود متمركز شوید و در ارتباط با احساسات خودتان موضع روشنی بگیرید.

آموختن جرأت ورزي مثبت

چگونه شروع كنیم

نظامی اعتقادی و ارزشی را قبول كنید كه به شما رخصت ابراز وجود بدهد. این گام، دشوارترین گام است. چنین نظامی به شما اجازه می‌دهد خشمگین شوید، نه بگوئید، درخواست كمك كنید و خطا كردن را بپذیرید.

یادگیری مهارت های جرأت ورزي

این مهارت ها عبارتند از جرأت ورزي اساسی‌، جرأت ورزي قوی، جرأت ورزي فزآینده، از طریق گفتار با " من " آغاز شونده.

از بهترین مهارت های ارتباطی خود استفاده كنید. تماس چشمی مستقیم برقرار كنید: وضع بدنی مناسبی بگیرید، حالات چهره تان را با پیام هماهنگ كنید، سطح و آهنگ مناسب صدای خود را حفظ كنید، زمان مناسبی را برای جرأت ورزي انتخاب كنید.

تمرین، تمرین، تمرین 

با خواندن یك جزوه نمی توانید جرأت ورزي را یاد بگیرید. اگر امكان آن فراهم است به گروه مهارت های جرأت ورزي یا گروه مهارت های ارتباطی بپیوندید.

شما می توانید در ارتباطی كه با دوستان و اعضای خانواده خود برقرار می‌كنید این مهارت ها را تمرین كنید. ارتباط صادقانه در درازمدت به روابط شما یاری می‌رساند. در آغاز سعی نكنید رفتارتان را در مورد موقعیت های دشوار و فشار آور تغییر دهید. ابتدا در موقعیت هایی كه كمترین احتمال خطر را دارد، تمرین كنید.

 

[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 11:44 ] [ افشین جاوید ]
چرا دروغ گويي نشانه مشكلات بزرگ‌تر است

زماني كه كودكي به سن مدرسه مي‌رسد، دلايل دروغ گويي پيچيده‌تر مي‌شود. پرهيز از تنبيه همچنان عامل اصلي دروغ گويي است، اما دروغ گويي راهي براي افزايش قدرت بچه و حس كنترل او است، يعني با سر به سر دوستان گذاشتن، با گزافه‌گويي و ياد گرفتن اينكه مي‌تواند سر پدر و مادرش كلاه بگذارد.

وقتي بچه‌ها پا به دبستان مي‌گذارند، بسياري از آنان دروغ گفتن به همكلاسي‏ها را به‌عنوان يك سازوكار مواجهه آغاز مي‌كنند تا ناراحتي خود را بيرون بريزند يا جلب توجه كنند. هر گونه افزايش ناگهاني دروغ گويي علامت خطر است و نشان مي‌دهد چيزي در زندگي بچه به گونه‌اي تغيير كرده است كه او را آزار مي‌دهد.

تالور مي‌گويد:" دروغ گويي اغلب نشانه مشكل رفتاري بزرگ‌تري است. اين كار راهبردي براي بقاست. در مطالعات معلوم شده است اكثريت بچه‌هاي 6 ساله‌اي كه مكررا دروغ مي‌گويند، تا 7 سالگي از آن دست مي‌كشند. اما اگر دروغ گويي راه موفقيت‌آميزي براي مقابله با موقعيت‌هاي دشوار باشد، بچه به آن عادت خواهد كرد. حدود نيمي از بچه‌ها چنين وضعيتي پيدا مي‌كنند و اگر در هفت سالگي هنوز زياد دروغ مي‌گويند، احتمالاً اين عادت در تمام دوره كودكي ادامه خواهد يافت."

نياز نوجوانان براي حفظ جزئيات 

حالا اين موضوع را با چگونگي آموزش كودكان به چغلی نكردن مقايسه كنيد. وقتي والدين به بچه‌ها مي‌گويند چغلي ديگران را نكنند، معناي آن در واقع اين است كه مي‌خواهند بچه‌ها ياد بگيرند اول مسائل شان را با هم حل و فصل كنند.

پژوهشگران به چغلي كردن علاقه مند شده اند. آنها متوجه شده‌اند كه وقتي بچه‌ها نزد پدر و مادرشان مي‌روند تا چيزي بگويند، در 90 درصد موارد راست مي‌گويند. گاه والدين احساس مي‌كنند چغلي كردن بچه‌ها پاياني ندارد. اما بچه‌ها چنين احساسي ندارند، چون در ازاي هر بار كه بچه‌ براي كمك‌خواهي نزد پدر و مادرش مي‌رود، 14موقعيت ديگر وجود دارد كه خودش به تنهايي با مشكل روبه‌رو مي‌شود.

در اواسط دبستان، بدترين توصيفي كه بچه‌ مي‌تواند راجع به‌خود بشنود، اين است كه چغلي مي‌كند. بنابراين بچه با خود فكر مي‏كند، گزارش مشكل به بزرگ‏ترها باعث مي‌شود تا بچه‌هاي ديگر او را خيانتكار به حساب آورند و از آن طرف به او گفته می شود بهتر است خودش مشكل را حل كند.

 

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 12:0 ] [ افشین جاوید ]
دو دهه است والدين راستگويي را مهم‌ترين صفتي كه دوست دارند بچه‌هايشان داشته باشند، توصيف مي‌كنند. ديگر صفات مانند اعتماد به نفس يا تشخيص خوب به پاي آن هم نمي‌رسد. روي كاغذ بچه‌ها اين پيام را دريافته‌اند. در نظرسنجي‌ها، 98 درصد اعتماد و راستگويي را در رابطه شخصي ضروري مي‌دانند. براساس سن، 96 تا 98 درصد بچه‌ها گفتند دروغگويي از نظر اخلاقي اشتباه است.

از چه زماني آن 98 درصدي كه معتقدند دروغگويي اشتباه است، به همان 98 درصدي تبديل مي‌شوند كه دروغ مي‌گويند؟

اين كار از سنين بسيار پايين آغاز مي‌شود. در واقع، كودكان باهوش - يعني بچه‌هايي كه از نظر ساير شاخص‌هاي آموزشي نمره بالاتري مي‌گيرند - مي‌توانند از 2 يا 3 سالگي دروغ بگويند.

دكتر ويكتوريا تالور، استاديار دانشگاه مك‌گيل و از كارشناسان برجسته دروغ گويي كودكان مي‌گويد:" دروغ گويي به هوش كودكان مربوط است."

با وجود اين كه فكر مي‌كنيم راستگويي مهم‌ترين فضيلت در بچه‌هاست، معلوم شده است دروغ گويي مهارت پيشرفته‌تري است. بيشتر والدين وقتي مي‌شنوند بچه‌هايشان دروغ مي‌گويند، تصور مي‌كنند او كوچك‌تر از آن است كه بفهمد دروغ چيست يا چرا دروغ گويي اشتباه است.

آنان تصور مي‌كنند وقتي بچه بزرگ شود و تمايزها را بفهمد، ديگر دروغ نخواهد گفت. تالور متوجه شده است كه عكس اين تصور صحيح است - يعني بچه‌هايي كه تفاوت‌هاي ظريف بين دروغ و راست را متوجه مي‌شوند، زودتر از اين امر به نفع خود استفاده مي‌كنند و هر گاه فرصت دست دهد، براي دروغ گويي مستعدترند. بسياري از كتب آموزش والدين، توصيه مي‌كنند اجازه دهند اين دروغ گويي ادامه پيدا كند، چون با بزرگ شدن بچه‌ها متوقف مي‌شود. اما به گفته تالور، حقيقت جز اين است و بچه‌ها به آن عادت مي‌كنند.

در مطالعاتي كه بچه‌ها را در محيط‌هاي طبيعي بررسي كرده است، معلوم شده است يك بچه 4 ساله هر دو ساعت يك بار دروغ مي‌گويد، در حالي كه يك بچه 6 ساله هر يك ساعت يك بار دروغ مي‌گويد. بچه‌هاي كمي پيدا مي‌شود كه از اين امر مستثنا باشند.

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 9:41 ] [ افشین جاوید ]

 

دكتر نانسي دارلينگ يك گروه تحقيقاتي ويژه‌اي متشكل از 12 محقق زير 21 سال تشكيل داد. اين گروه با استفاده از هدايايي مانند سي‌دي مجاني، دانش‌آموزان دبيرستاني را تشويق كردند تا ساعاتي را با آنان سپري كنند.

به هر دانش ‌آموز يك دسته كارت 32 تايي داده شد. روي هر كارت يك موضوع نوشته شده بود كه نوجوانان معمولا در آن باره به والدين خود دروغ مي‌گويند. با هر نوجوان دو محقق اين كارت‌ها را مي‏خواندند تا ببينند بچه‌ها درباره چه موضوع‌هايي به والدين خود دروغ مي‌گويند و علت اين كار چيست.

دارلينگ مي‌گويد: "محققان ابتداي مصاحبه به نوجوانان مي‌گفتند والدين به شما همه چيز مي‌دهند و شما بايد همه چيز را به آنان بگوييد. در پايان مصاحبه، نوجوانان براي اولين بار مي‌ديدند چقدر دروغ مي‌گويند و چقدر مقررات خانواده را زير پا گذاشته‌اند. به گفته دارلينگ، 98 درصد گزارش كردند به والدين خود دروغ مي‌گويند."

از ميان 36 موضوع، به طور ميانگين نوجوانان در 12 مورد به والدين خود دروغ مي‌گفتند. مثلا درباره چگونگي خرج كردن پول توجيبي، درباره ارتباط با جنس مخالف و لباس‌هايي كه بيرون از خانه مي‌پوشند، دروغ مي‌گفتند. درباره فيلم‌هايي كه در سينما مي‌ديدند و كساني كه با آنان به سينما مي‌رفتند، دروغ مي‌گفتند.

درباره نوشیدن الكل و مصرف مواد ‌مخدر و گشتن با دوستاني كه والدين نمي‌پسنديدند نيز راست نمي‌گفتند. آنان درباره كارهايي كه به هنگام سركار بودن والدين خود انجام مي‌دهند، نيز دروغ مي‏گفتند. اين دروغگويي شامل چند موضوع جزئي ديگر نيز مي‌شد.

دانش‌آموزان ممتاز نيز كم و بيش چنين رفتارهايي داشتند؛ حتي بچه‌هايي كه به انواع كلاس‌ها مي‌رفتند، از دروغ گويي به دور نبودند. ظاهرا هيچ بچه‌اي آن قدر سرگرم نبود كه چند قانون را نشكند. آمار ياد شده را با ميانگين آمار در سراسر آمريكا مقايسه كردند. معلوم شد اين آمارها اختلاف معناداري با هم ندارند.

برگرفته از سایت پیشگیری نوین با تقطیع و اصلاح

 ادامه دارد

[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 14:57 ] [ افشین جاوید ]

Go to the people

Work with them

Learn from them

Respect them

Start with what they know

Build with what they have

And when the work is done

The task completed

The people will say,

We have done this ourselves

.

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 0:38 ] [ افشین جاوید ]

توانمندسازي، تلاش مي كند تا توانايي كسب قدرت را در افراد، خانواده‌ها، گروه‌ها يا جوامع افزايش دهد. در توانمندسازي، پژوهش و كار عملي فرايندهاي شناخته ‌شدي خاصي دارند كه به اين تغيير كمك مي‌كنند (كاكس، 1988، 1991؛ كاكس و پارسونز، 1994؛ گوتيرز، 1994؛ كيفر[1]، 1984؛ پارسونز،1991؛ سيمون، 1994؛ توره، 1985). اين كتاب، مؤلفه‌هاي زير را به عنوان اموري واجد اهميت خاص معرفي كرده‌است:

1- نگرش‌ها، ارزش‌ها و باورها: باورهاي مربوط به خود‌اثربخشي – خويشتني كه از طرف خود فرد شناسانده مي‌شود، باور عزت نفس و احساس كنترل _ فرايند توانمندسازي را تحت تأتير قرار مي‌دهند. روان‌شناسي اين نگرش‌ها را به عنوان يگانه عنصر و هدف اوليه‌ي توانمندسازي مي‌بيند. با اين وجود، به تعبير ما، توانمندسازي فراتر از تمايلات رو به رشد كنترل فردي براي اثر‌گذاري بر سيستم‌هاي بزرگ‌تر اجتماعي است.

2- تاييدگرفتن از طريق تجربه‌ي مشترك: در تجربه‌ي مشترك خود فرد و ديگران، تجربه‌ي مشترك را به رسميت مي‌شناسند، بدين‌ معنا كه در واقع بعضي از برداشت‌هاي شخصي درباره‌ي خود و جهان اطراف معتبرند و در نتيجه بيان آنها منطقي است. اين تشخيص جمعي كمك مي‌كند تا خودملامتي كاهش يابد و تمايل به ديدن علتي فراتر از شكست شخصي، به عنوان علت اصلي مشكل پيش‌رو، افزايش يابد، همچنين مفهوم تقدير مشترك را متبادر مي‌سازد و آگاهي را افزايش مي‌دهد. تجربه‌ي مشترك مي‌تواند فرد را به جستجوي تغييري فراتر از سطح فردي، به سمت ساير سيستم‌ها مانند خانواده يا اجتماع ترغيب كند.

3- دانش و مهارت‌هاي تفكر انتقادي و اقدام: افراد مي‌توانند از طريق مبادله و حمايت متقابل، به صورت انتقادي درباره‌ي جنبه‌هاي بيروني و دروني مشكل بينديشند. آنها مي‌توانند ساختارهاي سطح كلان و اثرات‌شان را بشناسند همچنين بررسي كنند كه چگونه ارزش‌ها و باورهايشان را فرا گرفته‌اند و چگونه اين[ ارزش‌ها و باورها] بر مشكل تأثير مي‌گذار‌ند. افزايش قدرت شامل يادگيري تفکر انتقادی، يادگيري چگونگي كسب اطلاعات و اقدام، فرصت اقدام عملي و ارزيابي پيامدها است. فرايند تعيين خاستگاه مشكلات در يك بافت اجتماعي سياسي، خود‌ملامتي را كاهش مي‌دهد و به افراد كمك مي‌كند تا ريشه‌ي مشكلات‌شان را در جامعه ببينند. افراد از طريق افزايش آگاهي، پي‌مي‌برند كه چقدر مشكلات‌شان به مشكلات ديگران شبيه است. همچنين به تجاربي توجه مي‌کنند كه به صورت جمعي در شناخت مشكل و اقدام عملي براي حل مشكلات به آنها كمك مي‌كنند.

4- اقدام: افراد از طريق اقدام انعكاسي[2](كار عملي[3]) مي‌توانند راهبردهاي عملي را توسعه دهند و امكانات، دانش و مهارت‌هاي لازم براي نفوذ در ساختارهاي دروني و بيروني را گسترش دهند. از لحاظ روان‌شناختي، آنها ياد مي‌گيرند كه مسئوليت اعمال‌شان را بر‌عهده بگيرند؛ مشتاق و مستعد كار با ديگران به منظور دستيابي به هدف‌هاي مشترك و تغيير اجتماعي‌ مي‌شوند؛ همچنين درباره‌ي اعمال ديگران تعمق مي‌كنند و از آنها ياد مي‌گيرند.   

گرچه اين چهار مؤلفه براي توانمندسازي ضروري هستند، اما قائل شدن به رابطه‌ي خطي بين آنها بي‌پايه و اساس است و هيچ كدام از آنها اهميتي بيش از ديگري به عنوان نقطه‌ي شروع كار ندارند. در توانمند‌سازي همچون هر زمينه‌ي ديگري، بايد از آن جايي شروع كرد كه "سيستم مددجو، نيازها و هدف‌هايش را تعريف مي‌كند". بنابراين مددكاران اجتماعي، بايد به همه‌ي ابعاد فرايند توانمندسازي اشراف داشته باشند


 

[2] - reflective action

[3] - praxis

[ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 7:41 ] [ افشین جاوید ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Pichak :.

درباره وبلاگ

«من» به عنوان يك مددكار تعليم يافته حرفه اي،‌ سوگند ياد مي كنم كه روابط حرفه اي خويش را بر طبق منشور اخلاقي مددكاري تنظيم و اجرا كنم.
لینک های مفید
امکانات وب